کلینیک کاردرمانی در عظیمیه میدان بهارستان خیابان لاله09121623463:دیدگاه های نظری مربوط به رشد

 

دیدگاه های نظری مربوط به رشد

 

مطالعه ی فرایند رشد انسان، دیدگاه های نظری و مدل های رشدی متفاوتی را بوجود آورده است.باتوجه به محدودیت حجم کتاب و همچنین وسعت و پیچیدگی برخی از دیدگاه ها ،در این جا ، تنها به مفاهیم کلی بعضی از آنها اشاره شده است.

دیدگاه بالیدگی

 

دیدگاه بالیدگی در دهه 1930توسط گزل (Gesell) مطرح شد. به اعتقاد او رشد حرکتی ، فرایندی درونی یا ژنتیکی است. او عامل اصلی اثر گذار بر رشد حرکتی و بالیدگی را وراثت دانسته و اثر محیط را ناچیز تلقی کرد. به عقیده گزل، رشد دارای مراحلی ثابت و بدون تغییر است که به وسیله ی وراثت تعیین می شود؛ ولی سرعت عبور هر فرد از این مراحل ، متفاوت است . گزل اثر عوامل محیطی بر رشد حرکتی را موقتی دانسته و معتقد بود که در نهایت ، عوامل وراثتی فرایند رشد را کنترل می کنند . بسیاری از طرفداران این دیدگاه ، فرایندهای زیر بنایی رشد را مورد توجه قرار دادند. به عنوان مثال ، مک گرو( McGraw ) تغییرات در رفتار حرکتی را حاصل بالیدگی سیستم اعصاب مرکزی دانست. براساس این دیدگاه ، مهارت های حرکتی ب طور خودکار ظاهر شده و تحت تاثیر محیط های متغیر،مثل تمرین و یا محدودیت حرکتی قرار نمی گیرند؛ بنابراین برنامه های آموزشی تربیت بدنی در مدارس ضروری نمی باشند و باعث اتلاف وقت و سرمایه می شوند.

از اواسط دهه 1940 تا 1970 ، متخصصان رشد حرکتی به توصیف حرکت و تهیه هنجارهای سنی پرداختند.

 

دوره ی توصیف هنجاری

 

در دوره ی توصیف هنجاری ،متخصصان بدون توجه به فرایندهای زیر بنایی رشد، فقط به اثرات رشد بر حرکت کودکان پرداختند و با ارزیابی کمی حرکات در سنین مختلف، هنجارهایی از نتایج آزمون های عملکرد حرکتی ، مثل مسافت پرتاب، سرعت دویدن و… را تهیه نمودند.

 

دوره ی توصیف بیومکانیکی

در دوره ی توصیف بیومکانیکی، متخصصان رشد به ارزیابی کیفی حرکات در سنین مختلف پرداختند و الگوی حرکات کودکان را از جنبه بیومکانیکی توصیف کردند. این متخصصان موفق شدند تا مراحل رشد حرکات از اشکال ابتدایی تا پیشرفته را شناسایی کنند.

 

دیدگاه پردازش اطلاعات

مطابق دیدگاه پردازش اطلاعات، مغز مثل یک رایانه عمل می کند. بنابراین طرفداران این دیدگاه، فرایند یادگیری و رشد حرکتی را براساس عملیات رایانه بر روی دروندادهای خارجی یا محیطی توصیف کردند . به عنوان مثال ، اعتقاد به غیرفعال بودن انسان در یادگیری، به معنای این است که فرد منتظر وقوع محرکی در محیط شده و سپس به آن پاسخ می دهد . این دیدگاه به مفاهیمی مثل تشکیل ارتباط بین محرک و پاسخ ، بازخورد و آگاهی از نتیجه تاکید می کند. برخی از متخصصان رشد، به منظور شناسایی فرایندهای کنترل حرکت و تغییرات رشدی آنها ، به مطالعه ی مکانیسم های ادراکی –شناختی پرداخته و برخی نیز رشد ادراکی –حرکتی را مورد مطالعه قرار دادند .به عقیده آنها ، یک عمل کننده ی مرکزی ، بر اساس پردازش اطلاعات ادراکی، تصمیم گیری کرده و فرمان هایی برای کنترل عضلات صادر می کند.

Related posts